قسم به عشق...؟!
دلم می خواست جای آن قطره اشکی بودم
که از چشمانت زاده می شدم
بر گونه هایت زندگی می کردم
و در میان لبانت می مردم...
به عشق پاکمان
به خاطر گذشته مان
به مقدس ترین کلمات که واژه عشق را تشکیل می دهند
بعد از تو به دیگری دل نخواهم سپرد
و دستان من
دستان دیگری را نخواهد فشرد
و لبان من
به لبان دیگری اجازه بوسه نمی دهند
و دیدگانم
شاخه نگاه هر بیننده ای را بخود نمی پذیرند
و چشمان من
در نبود تو اشک می ریزند...؟!
قسم به عشق....؟!
/فرنوش/>>>برای تو عشق من![]()
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 13:9  توسط فرنوش
|
